تبليغاتX
::خياط باشي::

خوب اینجا خياط خانه امن من است،هزار و يكمين رشته و علاقه ام خياطي ست، هر چيزي كه ياد مي گيرم را مي نويسم تا ماندگار بماند،هذيانهاي روزانه ام نيز گاهي از ذهنم در ميروند،جاري مي شوند اينجا...چاره اي نيست!

كپي برداري بدون ذكر منبع راهم كه همه گفتند كار جالبي نيست...
صفحه نخست
ايميل

 

Add to Google Reader or Homepage

آرشيو
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385

آرشيو موضوعي
روز نوشت
آموزش دامن تنگ
آموزشی برای همه
دامن فون
دامن برای افراد با کمر>90
شال حریر
مدل لباس
پرو
انتخاب مدل برای سنین مختلف
طرز ساخت روبان و گل لباس
کت،کله قند ومتر
مدل کت و دامن
انتخاب پارچه
شلوار
آستر کشی
آستین
مینی
بندو بندینک
طرح دامن و عروس
یقه مردانه
فوتهای خیاطی
ملاصدرا نویسی ها
تبدیل چادرمعمولی به چادر ملی
خیاطهای بدقول
دامن نیم کلوش
سفرنامۀ عراق
آموزش دوخت پیژاما
نمونه هایی از کار دست
يقه انگليسي
داستان کوتاه
دوخت مقنعه چانه دار
شب نوشت
كوتاه كردن شلوار
مادرانه
پاپیون روی لباس
کتاب نوشت

پيوندها
لانگ شات | چهار ستاره مانده به صبح | محمد رضا زماني | فلك را سقف بشكافيم | ييلاق ذهن | سيد مهدي حسيني | خانه اي از شن و مه  | گاهنامه | آبي كوچك آرامش | زهرا  | در مكاني خلوت | اي هفت سالگي | سوبان | آيينه و مهتاب | عسل و شكر  | سورئاليست | باغ بي برگي | خوابي در هياهو | جادوهاي رنگين كمان | حجم سبز |  | سردبير: خودم | دنياي کوچک | شلم شوربا | آشپز مدرن | خاطره | از اون بالا | راه نو | گوربان  | مدل ها | گالري ها | اشك و لبخند | مريم آي | يک ليوان چاي داغ | ترناس | بگذاريم و بگذريم | خیاطی و طراحی لباس | سايت دوخت | لباس ايراني | هگمتان | شادي تا بي نهايت | روزهاي بلند | باران تابستاني | ما مي گوييم | كلبه دنج  | بارش  | خوابگرد | يادداشت‌هاي يک دختر ترشيده | داستانک | کتاب در خانه | کاهو سکنجبین | لیست وبلاگ‌های به‌روز شده |
پینگ

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM




 
 

بسا اين پندار پيدا شود که سعادت و نيک بختي عبارت از دست يازي به درجات حسي و رسيدن به رياست هاي خيالي است،ولي براي آنکس که تحقق و ثبات در امور و آگاهي به معارف دارد روشن است که لذات وخوشي هاي زودگذر،سعادت حقيقي نيست وموجب سرور عقل نمي باشد.چون به وضوح ديده مي شود که غرق شدگان در اين امور و فورورفتگان در اين غرقاب،آرامشهاي الهي و آسايش هاي روحي از اطرافشان رخت بر بسته و معارف ربوبي از نزول در آن دلها ابا داردو خالص و پاک کردن نيت و قصد الهي برايشان محال و غير ممکن است...(اثبات جملۀ آخر که از فهم من خارج بود اگر خواستيد مي نويسم)


شکي نيست آخرين هدفي که براي هر يک از موجودات ميسر است تا بدان دست يازد،عبارت است از کمالي است که آن موجود بدان اختصاص و انتساب داشته و با آن سازگاري داردو هر گاه که از آن فرود آمد،در واقع اين امر نقصان در او محسوب مي گردد.اگرچه نسبت به آنچه در رتبۀ وجود از او پايين تر است کمال باشد،پس کوچکترين جنبنده اي نيست جز آن که شأنش آن است تا به نهايت آنچه که در ذاتش مقرر شده برسد،اگرباز دارنده اي از سير بازش ندارد.


اينها بخشهايي از مقدمۀ صدرالدين محمد شيرازي بر کتاب اسفار اربعه اش بود،و من اعتراف مي کنم شيفته و ديوانۀ اين نگارش بي نظير هستم،متني بدون وحي و حديث...عقل محض!و لطافتش که سر چشمه گرفته از معنويات درونش است بدون آنکه بر منطقش تأثير گذاشته باشد! ملاصدرا انگار مي داند با اين کتاب به کفر متهم مي شود و بسياري از اهل علم هم حرفش را نمي فهمند:


من در رمزهاي اين کتاب اشاره به گنجينه هايي از حقايق کرده ام که به معاني آنها جز آن کس که نفسش را با مجاهدت و کوشش هاي عقلي به رنج انداخته تا مطالب را ادراک کند راه نخواهد بردو در فصلهاي آن آگاهي به اصولي داده ام که بر مقاصد ان اصول جز آنکس که کالبدش را در رياضت هاي ديني انداخته تا مشرب و آبشخور را به ذوق بچشد،آگاهي نخواهد يافت.و اگر اي بيناي نگرنده ،در اين کتاب چيزي يافتي که مخالف اعتقاد و ذوق سليم تو بود،آن را انکار مدار که برتر از هر داننده اي داننده ايست،چون هر کس هر چه مي فهمد به مقدار علم و دانش خويش ادراک مي کند...با اينهمه نپندارم که هر چه درآن اورده ام به غايت و نهايت امر رسيده ام،هرگز!...

واي مقدمه اش که فعلا مرا کشته...چقدر دلچسب است!آغاز نگارش را چنان با حس توصيف کرده:

من در درياي ژرف حکمت ،صدف هاي علمي يافتم که استوار بر ستونهايي از براهين محکم و پر از جواهر نکات گرانبها بود،...
بازهم از اين کتاب مي نويسم...به نام ملاصدرا نويسي ها؟؟

 

 

+ تاريخ یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 13:14 توسط خیاط باشی  |