نه فایده نداشت!!هیچ چیز نخریدم!!هیــــــچ!یعنی دلم نخواست،فقط یک جوراب قرمز دلم خواست که آنهم فروشنده محل نداد حال نداشتم بایستم!امروز خوب نبودم،همه را دشارژ کردم!
یک چیز را نگویم خفه میشم!من نوحه خوانی های امروزی را اصلا نمی پسندم!!دلم بسته به مویت گرفتار....به قربان گره بند قبایت!!!یعنی که چی این حرفها؟؟مگر عزاداری امام حسین به فدات شم و قربانت بروم است؟؟خدا هم گفته برای امام حسین اشک بریزید نگفته چرت و پرت بخوانید و بر سر وسینه تان بکوبید و نعره سر دهید،لخت شویدو خودتان را تکه پاره کنید.......
میدانی،اصلا خیلی ها درک نکرده اند عزاداری یعنی چه!!خیلی از این نوحه خوانها و سینه زنها یک ساعت هم به واقعه کربلا فکر نکرده اند،اگر یک ساعت فکر میگذاشتند همان حرف خدا میشد که اشک میریختند و عزاداری.......رسم ورسوم دارد!!این روزها که بگذریم دسته جات و عزاداری از صدها سالن مدو بار دختر و پسر بدتر است!!نگاهها و چشمکها ومتلکهاو شماره هاست که ردو بدل می شود.......ولی خیلی از این مدعی های عزاداری که به خیال خودشان خالصانه عزاداری میکنند هم چیزی حالیشان نیست!!هیچ کدام عظمت واقعه عاشورا را درک نکرده اند،آن شکوه و زیبایی و در عین حال غم بزرگ یک خانواده عاشق...فکرش را بکن،امام فرزندش را بفرستد که بجنگد و بداند کشته میشود،چه چیز باعث می شود انسان از پاره تنش دل بکند؟؟لحظه وداع امام با پسرانش....اینها دیگر شعر نمیخواهد،یک نفر به یادت بیارد کافی است،یک روضه خوان یک مداحی کوتاه و ساده ...یک تذکر هم باید تورا به فکر وابدارد.....به فکر!!نه به عریان شدن و غمه زنی...عشق را بفهم ،درس ها را زمزمه کن نه شعرهاو نوحه های بی محتوا را!!چیز ساده ایست ولی خیلی ها از درکش عاجزند....
من عاشق مراسم عزاداری شهر یزدم!بی نظیر عزاداری میکنند و من آنجاست که به این رسم افتخار میکنم و تمام وجودم میلرزد از شکوه...
کاش یک نفر حرفهای مرا میشنید!یک نفر که برایش نگرانم،برای آینده اش!این روزها خودش را به دیوانگی زده ،به خیالش من که موسیقی گوش میدهم کافرم و او که نوحه مسلمان!!چه خیال کودکانه ای،نه من با موسیقی به جهنم میروم نه تو با روضه به بهشت!!هر دو باید ساعتها مغز تنبل مان را وادار کنیم به تفکر...تفکر دهن را آرامش میدهد بهتر از موسیقی!!بدبختی اینجاست که ما از فکر کردن به هر چیز فراری ایم...فرقی نمیکند...
معده جان میسوزی؟؟میتوانم کمی عرق نعنا بریزم تویت ولی کار دیگری ازم ساخته نیست،میشود امشب را بخوابی ؟صبح حتما یک امپرازول میخورم!؟آی پرامیس!
هوِ گودنایت ویث فبیولس نایت دریمز
+
تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 23:13 توسط خیاط باشی