
رو میکنم به شیوا :« ببخشید شما هستههاش رو کجا میریزید؟» رویا زودتر جواب میده: « من که میندازم پشت همین صندلی» بعد تا میام تعجب کنم شیوا میگه: «منم همینطور!» من؟؟ هسته تنها گوجه سبزی که خوردم رو یک جای مطمئن کنار لپم جاسازی میکنم٬ به پیشنهاد شیوا باقیمونده کلوچهها رو میخورم تا هستهها رو بریزم تو پاکت کلوچه... نتیجه این میشه که اون دونفر هی خرت و خرت گوجه سبز خوردن٬ من دوتا!
خوب الان که فکر میکنم میبینم رویا راست میگه٬ من واقعاً از اوناشم!
پ.ن. بقیه مطالب: رویا٬ شیوا.
+
تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:50 توسط خیاط باشی
|