مجنونم و دلزده از ليليها
خيلي دلم گرفته از خيليها
آهنگ چاووشی یا عنوان این پست رؤیا ٬ نباید ورد زبان من باشد ولی هست! از همه کس و همه چیز شاکیام اینروزها! به جمله دوم نرسیده داد میزنم٬ بحث میکنم٬ دلیل و برهان ردیف میکنم...
یکروزهایی بالاخره با نقاط کور زندگیات روبرو میشوی٬ همان نق زدنهای مدامِ بقیه که خیال میکردی در کلاس شخصیتی تو جایی ندارد٬ همانها افتاده به جانت و هیچ هم مایل نیستی بقیه بفهمند تو الان با همین لبخند گشاد روی صورتت٬ در لجن اعتقادات و سنتهای مسخره دست و پا میزنی... یک روزهایی دست میکشی از اینکه مدام تکرار کنی من فرق میکنم٬ من روشنفکرم٬ اطرافیانم مرا درک میکنند... میپذیری که این مسیر خوش و خرم تو هم مثل همه مسیرها چاه دارد٬ دیوار دارد٬ اصلاً شاید تا آخرش همینطور دیوار باشد!
+
تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 0:15 توسط خیاط باشی
|