۱. اول بگم که سرگیجه دارم!
۲. حال دیروز من!
۳.حافظ جان حال تو خیلی خوش است یا من؟؟ دلت روشن است انگار!
دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
از بخت شکر دارم و از روزگار هم
زاهد برو که طالع اگر طالع من است
جامم به دست باشد و زلف نگار هم
ما عیب کس به مستی و رندی نمیکنیم
لعل بتان خوش است و می خوشگوار هم
ای دل بشارتی دهمت محتسب نماند
و از می جهان پر است و بت میگسار هم
خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیست
مجموعهای بخواه و صراحی بیار هم
بر خاکیان عشق فشان جرعه لبش
تا خاک لعل گون شود و مشکبار هم
آن شد که چشم بد نگران بودی از کمین
خصم از میان برفت و سرشک از کنار هم
چون کائنات جمله به بوی تو زندهاند
ای آفتاب سایه ز ما برمدار هم
چون آب روی لاله و گل فیض حسن توست
ای ابر لطف بر من خاکی ببار هم
حافظ اسیر زلف تو شد از خدا بترس
و از انتصاف آصف جم اقتدار هم...
۴. من واقعاْ عاشق خرید کردنم،دست خودم نیست!برای همین محتاطانه پول برمی دارم و این کارت اعتباریم به لطف خدا هر ماه مفقود می شود!
۵. مدل لباس بزرگ واین هم کوچکش:

مدل سمت راست: پارچه اصلی ساتن است و بین ترکهای دامن پارچۀ کار شده به کار رفته که متراژ ش هم زیاد است، قسمت بالاتنه و پشت رو میشه به دلخواه بالا برد و پوشیده ترکرد!
مدل سمت چپ: من یکی شبیهش رو دوختم، پارچه بالا تنه کار شده ست و نیاز به آستر نداره ، این لباس پشت نداره ولی میشه پشت بالاتنه هم براش گذاشت.دامنش مدل ماهیه!باید با ذره بین ببینم که بالاتنه ش جداست یا نه، اگه جدا باشه خیلی آسونتره و یه دکلته ساده ست!دامنم که گفتم ماهیه، سؤالی بود در خدمتم.
+
تاريخ چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 20:5 توسط خیاط باشی
|