دست کم تا آخر مهر اسیر این دخترکیم!!
پ.ن.۱.وقتی تو خیاطی به بن بست می خورم می رم سر پایان نامه،سر پایان نامه که قاط می زنم میام سراغ خیاطی،دو هفته پیش تو دوخت یقه انگلیسی کتم به بن بست خوردم،حالا خوشبختانه پروژه هه داره پیش میره و نوبت خیاطی نشده!
۲.از خانمها سوزی،نیلوفر ، زینب و همۀ علاقه مندان به خیاطی ممنونم که منِ بی الگو (در تمام زندگی
) را تحمل می کنند وبه اینجا سر می زنند.سوالها را به خدا جواب می دهم،از فاطمه خانم بپرسید!!
۳.منظورم از دخترک یانگوم بود...
۴.دروغ چرا خفه شدم از بغض ،اشکهای عاشقانه،حس پاک،عشق مقدس...جوانی کجایی که یادت خیلی هم به خیر نیست!!آههای حسرتت به یادگار تمام وجودمان را می سوزاند...
+
تاريخ شنبه سی ام تیر 1386ساعت 1:16 توسط خیاط باشی
|