از روزی که قول یقه انگلیسی را دادم کت و یقه انگلیسی از مزون ریشه کن شد!!حالا مانده این کت خودمان که هرروز بغلش می کنیم می بریم،چهار تا کوک می زنیم بر می گردانیم!!رویم نمی شود کارهای خیاطی خودم را انجام دهم ،خجالت می کشم اصلا بگویم که دارم کت می دوزم!!(من از کودکی همینطور خاک بر سر بودم به خاطر کم روئی،تعارف که نداریم)خلاصه اینکه اول هفته تکه های یقه را برش زدم و عکس گرفتم،امروز لایی چسباندم و عکس گرفتم،البته پشت یقه را کوک زدم عکس هم گرفتم اشرف السادات گفتند غلط است بشکاف!!خلاصه اینکه تا آخر هفتۀ بعد اگر همسایه ها یاری کنند ما آموزش این یقه کذایی را خواهیم گذاشت و البته مصور!!در مورد روتوش عکسها با فتوشاپ هم شرمنده ام زحمتش با خودتان من اگر به این کارها هم بخواهم برسم باید خانه نشین شوم و وبلاگ بنویسم!
حالا می گویید خیاطها همه تنبل و بد قولند؟؟باور نمی کنید بعضی روزها سرم را که بلند می کنم می بینم ساعت 2 بعد از ظهر است من هنوز 4 تا حاشیه دوختم!!واقعیت این است که خیاطی اصلا پیش نمی رود ،مخصوصا اگر دست تنها باشی و خودت تنها یک لباس بدوزی!عامیانه اش می شود خل می شوی از بس که باید کوک بزنی ،بدوزی ،بشکافی!
نکته مهمی که من فهمیدم این است که خیاطهایی که تنها کار می کنند و کمک ندارند معمولا نمی توانند مقدار کار یک لباس را تخمین بزنند،شاید یک روز تمام برای لباسی وقت گذاشته اند و فقط یک کمر را به دامن وصل کرده باشند!!خوب این خیاط فردای آنروز دیگر حالش از آن لباس دیروز به هم می خورد و عمرا طرفش نمی رود،این اشتباه او نیست،خاصیت خیاطی ست،اعصاب خرد کن می شود!
حالا اگر دستیار داشته باشد لباسهایی که دلش را می زند را تقسیم می کند...هر روز شیفتها عوض می شودو اینگونه خیاطی قابل و تحمل و شیرین است!خیاط می داند هر لباس را کی تحویل می دهد،چون اگر لباسی بدقلقی هم کرد پاس داده می شود به نفر بعد!روی زمین نمی ماند!
این نکته را در نظر داشته باشید یک خیاط لزوما عاشق خیاطی نیست،مهلت بدهید،او همان کار چندش آوری را می کند که شما از فکرش هم بیزارید!!
پ.ن.۱.حالا قصه نگویید ما یه خیاط داریم فلان و فلان،من نمایندۀ صنف نیستم خودم هم خیاط بدقول چاخان زیاد دیدم!یکی از کشفیاتم را گفتم،همین!
۲.نوشته هایم به دلم نمی چسبد!شاید نویسندگی ام تا چهل سال سوم به تاخیر بیفتد،منتظر می مانید،نه؟
۳.هرکس دیگری غیر از اشرف السادات استاد من بود،نه من خیاط بشو بودم نه او تحملم می کرد با این اخلاقیات ویژه ام!(همان گ*د اخلاقی)
۴.عادله جان با این مقدمه ای که از سرعت خیاطی ام گفتم الگو و طرح مانتوی سال آینده ات را اگر زنده ماندم ...
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 0:21 توسط خیاط باشی
|